all out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔl aʊt/
1phrase (عبارت)common

عبارت — با تمام توان

با تمام توانتا آخرین حد

با بیشترین تلاش، نیرو یا شدت ممکن.

With maximum effort, energy, or intensity.

«تیم برای برد با تمام توان تلاش کرد.»

The team went all out to win.

«آن‌ها برای جشنواره نهایت تلاششان را می‌کنند.»

They are going all out for the festival.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — کاملاً تمام‌کرده

کاملاً تمام‌کردهدیگر نداشتن

کاملاً چیزی را تمام کرده بودن، معمولاً همراه با of.

Completely without a remaining supply of something, usually followed by of.

«قهوه‌مان کاملاً تمام شده است.»

We're all out of coffee.

«باتری‌های مغازه کاملاً تمام شده‌اند.»

The shop is all out of batteries.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000