all-encompassing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌɔːl ɪnˈkʌmpəsɪŋ/
allentire or wholeencompassingincluding completely
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more all-encompassingsuperlative (عالی): most all-encompassing

صفت — همه‌جانبه

همه‌جانبهجامع

شامل یا پوشش همه چیز؛ جامع.

Including or covering everything; comprehensive.

«آن‌ها یک طرح جامع برای شهر تهیه کردند.»

They developed an all-encompassing plan for the city.

«گزارش دیدگاهی همه‌جانبه درباره مشکل ارائه می‌دهد.»

The report offers an all-encompassing view of the problem.

تفاوت با واژه‌های مشابه
comprehensiveجامع

رسمی. بیان کننده پوشش کامل یا تقریباً کامل است.

Formal. Describes thorough inclusion of all or nearly all elements.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000