all told

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔl toʊld/
phrase (عبارت)common

عبارت — در مجموع

در مجموعروی‌هم‌رفته

با حساب کردن همهٔ موارد؛ در مجموع.

with everything included or counted; in total

«در مجموع، تعمیرات دو هزار دلار هزینه داشت.»

All told, the repairs cost two thousand dollars.

«روی‌هم‌رفته پنجاه مهمان بودند.»

There were fifty guests all told.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000