all there

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔl ðer/
phrase (عبارت)informal

عبارت — حواسش سر جایش بودن

حواسش سر جایش بودنهوشیار بودن

از نظر ذهنی هوشیار و سالم بودن، معمولاً در جملهٔ منفی به کار می‌رود.

mentally alert and able to think normally, usually in the negative

«او امروز انگار کاملاً حواسش سر جایش نیست.»

He is not quite all there today.

«بعد از دارو، کاملاً هوشیار نبودم.»

After the medicine, I was not all there.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000