در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونهای که به صورت متناوب و پیوسته تغییر میکند.
In a manner that switches back and forth repeatedly.
«چراغها به طور متناوب قرمز و سبز چشمک زدند.»
“The lights flashed alternatingly red and green.”
«آنها به طور متناوب به انگلیسی و فرانسه صحبت کردند.»
“They spoke alternatingly in English and French.”
معمولی. شباهت دارد ولی دورهای به فواصل ثابت اشاره دارد و alternatingly ممکن است نامنظم باشد.
Common. Similar sense but periodic implies fixed intervals, alternatingly may be more irregular.