alternating

al·ter·nat·ing/ˈɒl.tərˌneɪ.tɪŋ/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more alternatingsuperlative (عالی): most alternating

صفت — جایگزین شونده

جایگزین شوندهمتناوب

که به نوبت و به طور مکرر رخ می‌دهد.

Occurring in turns repeatedly.

«جریان متناوب به‌طور دوره‌ای جهت خود را تغییر می‌دهد.»

The alternating current changes direction periodically.

«آنها هر هفته در شیفت‌های متناوب کار می‌کردند.»

They worked in alternating shifts every week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
alternatingجایگزین شونده

رایج. در زمینه‌های فنی و عمومی برای الگوهای متناوب استفاده می‌شود.

Common. Used in technical and general context for patterns repeating in turns.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000