amassment

a·mass·ment/əˈmæsˌmənt/
a-towardmasslarge quantity-mentaction or result
noun (اسم)formal

اسم — انباشتگی

انباشتگیجمع‌آوری

عمل یا فرایند جمع‌آوری مقدار زیادی از چیزی.

The act or process of collecting a large amount of something.

«جمع‌آوری داده‌ها ماه‌ها طول کشید.»

The amassment of data took months.

«انباشتگی کتاب‌ها در کتابخانه‌اش وجود داشت.»

There was an amassment of books in his library.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accumulationانباشتگی

معمولی. معنی مشابه که توصیف‌کننده انباشته شدن تدریجی است.

Common. Similar meaning describing the buildup of things over time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000