در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
توانایی استفاده مساوی از هر دو دست
Able to use both hands equally well
«او دوسوی دست است و با هر دو دست میتواند بنویسد.»
“She is ambidextrous and can write with both hands.”
«ورزشکاران دوسوی دست در برخی ورزشها برتری دارند.»
“Ambidextrous athletes have an advantage in some sports.”