ambushes

am·bush·es/ˈæm.bʊʃ.ɪz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): ambushes

اسم — کمین‌ها

کمین‌هاحملات غافلگیرانه

حملات ناگهانی از موقعیت مخفی.

Sudden attacks from a hidden position.

«سربازان چند کمین علیه دشمن برنامه‌ریزی کردند.»

The soldiers planned several ambushes against the enemy.

«کاروان در کمین افتاد.»

The convoy fell into an ambush.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): ambushedpast participle (مفعولی): ambushed-ing (حال): ambushing3rd (سوم): ambushes

فعل — کمین کردن

کمین کردنحمله غافلگیرانه کردن

به طور ناگهانی و غافلگیرانه از محل پنهان حمله کردن.

Attacks suddenly and unexpectedly from a concealed place.

«آن‌ها گشت دشمن را در سپیده‌دم کمین کردند.»

They ambushed the enemy patrol at dawn.

«شبه‌نظامیان کاروان را در جاده کمین کردند.»

The rebels ambushed the convoy on the road.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surpriseغافلگیر کردن

رایج؛ حمله بدون هشدار و به صورت ناگهانی.

Common; to attack unexpectedly without warning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000