amphibial

am·phi·bi·al/æmˈfɪbiəl/
amphi-both, doublebilife-alrelating to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): amphibialersuperlative (عالی): amphibialest

صفت — دوزیستی

دوزیستیمربوط به دوزیستان

مربوط به دوزیستان یا دارای ویژگی‌های حیوانات خشکی و آبزی.

Relating to amphibians or having characteristics of both land and water animals.

«قورباغه‌ها خصوصیات دوزیستان را دارند.»

Frogs have amphibial characteristics.

«طبیعت دوزیستی امکان زنده‌ماندن در آب و خشکی را می‌دهد.»

The amphibial nature allows survival in water and land.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000