در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قادر به زندگی یا فعالیت هم در خشکی و هم در آب
Capable of living or operating both on land and in water
«قورباغه حیوانی دو زیست است.»
“The frog is an amphibious animal.”
«وسیله نقلیه نظامی دوجانبه است.»
“The military vehicle is amphibious.”
رایج. به دو جنبه یا عملکرد اشاره دارد؛ در این زمینه مشابه است.
Common. Implies two aspects or functions; in this context similar.