در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک برآمدگی بالونمانند و پر از خون که در دیواره یک رگ خونی ایجاد میشود.
A localized, blood-filled balloon-like bulge in the wall of a blood vessel.
«آنوریسم پاره شده میتواند کشنده باشد.»
“A ruptured aneurysm can be life-threatening.”
«او به آنوریسم مغزی مبتلا تشخیص داده شد.»
“He was diagnosed with a cerebral aneurysm.”
فنی/پزشکی. به عمل یا فرآیند گشاد شدن یا گشاد کردن اشاره دارد. میتواند جایگزین 'aneurysm' در معنای کلی گشاد شدن شود، اما 'aneurysm' به طور خاص به یک برآمدگی پاتولوژیک اشاره دارد. 'گشادشدگی رگ' درست است، اما 'گشادشدگی مغز' همان 'آنوریسم مغزی' نیست.
Technical/medical. Refers to the action or process of dilating or being dilated. Can replace 'aneurysm' in a general sense of widening, but 'aneurysm' specifically refers to a pathological bulge. 'Vessel dilatation' works, but 'brain dilatation' is not the same as 'brain aneurysm'.