اسم — عتیقهبازی
فعالیت جستجو، خرید یا فروش اشیای عتیقه.
The activity of searching for, buying, or selling antiques.
«او عاشق گذراندن آخر هفتههایش با عتیقهبازی در شهرهای کوچک است.»
“She loves spending her weekends antiquing in small towns.”
«عتیقهبازی میتواند یک سرگرمی پاداشبخش باشد.»
“Antiquing can be a rewarding hobby.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی/عامیانه. به جمعآوری یا معامله اقلام قدیمی، اغلب دور ریخته شده، اشاره دارد، اما معمولاً ارزش یا اعتبار کمتری نسبت به 'antiquing' دارد. 'او آخر هفته را به دوره گردی در حراجیها گذراند' صحیح است، اما معمولاً برای اقلام با ارزش بالا استفاده نمیشود.
Informal/Slang. Refers to collecting or dealing in old, often discarded, items, but typically implies less value or prestige than 'antiquing'. 'He spent the weekend junking at garage sales' works, but not usually for high-value items.
فعل — کهنه نما کردن
به چیزی نو یا مدرن ظاهری عتیقه دادن. (اسم مصدر فعل 'to antique')
To give an antique appearance to something new or modern. (Present participle of 'to antique')
«آنها کابینت چوبی جدید را کهنهنما میکنند تا با دکور قدیمی مطابقت داشته باشد.»
“They are antiquing the new wooden cabinet to match the old decor.”
«هنرمند در عتیقه جلوه دادن بومهای مدرن تخصص داشت.»
“The artist specialized in antiquing modern canvases.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی/صنعتی. اغلب به کهنه و فرسوده کردن مبلمان یا اشیاء جدید، به ویژه با آسیب رساندن جزئی به آنها، اشاره دارد. 'فرسوده کردن مبلمان برای ظاهر عتیقه' صحیح است و در این زمینه بسیار شبیه 'antiquing' است.
Technical/Craft. Often refers to making new furniture or objects look old and worn, specifically by damaging them slightly. 'Distressing furniture for an antique look' works, very similar to 'antiquing' in this context.