در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی که مخالف زندهشکافی (انجام آزمایش روی حیوانات زنده) است.
A person who is opposed to vivisection.
«او در اوایل قرن بیستم به یک مخالف برجسته زندهشکافی تبدیل شد.»
“She became a prominent antivivisectionist in the early 20th century.”
«مخالفان زندهشکافی استدلال میکنند که چنین آزمایشهایی غیراخلاقی هستند.»
“Antivivisectionists argue that such experiments are unethical.”