antsy

ant·sy/ˈæn.tsi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): antsiersuperlative (عالی): antsiest

صفت — بی‌قرار

بی‌قرارعصبی

احساس اضطراب، بی‌قراری یا کم‌تحملی داشتن.

Feeling nervous, restless, or impatient.

«قبل از مصاحبه احساس بی‌قراری داشت.»

She felt antsy before the interview.

«کودکان در صف ایستاده بی‌قرار شدند.»

The children became antsy waiting in line.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restlessبی‌قرار

رایج. معنای بسیار نزدیک و معمولاً قابل جایگزینی است.

Common. Very similar in meaning; often interchangeable.

nervousعصبی

رایج. مشابه است اما nervous کمی گسترده‌تر است.

Common. Similar but nervous may be more general anxiety.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000