در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
منطقهای یا صحنهای از لذت و معصومیت روستایی؛ یک بهشت روستایی.
A region or scene of pastoral pleasure and innocence; a rural paradise.
«شاعر آرکادیا را مکانی با بهار ابدی توصیف کرد.»
“The poet described Arcadia as a place of eternal spring.”
«او رویای فرار به آرکادیای خصوصی خودش را داشت.»
“He dreamed of escaping to his own private Arcadia.”
ادبی. به یک واقعه یا صحنه بسیار شاد، آرام یا زیبا، اغلب در محیط روستایی، اشاره دارد. مربوط به یک صحنه خاص است نه یک منطقه عمومی. 'تعطیلات آنها یک روستایی دلپذیر بود' درست است، اما 'آنها در یک روستایی دلپذیر زندگی میکردند' نه.
Literary. Refers to an extremely happy, peaceful, or picturesque episode or scene, often in a rural setting. It's about a specific scene rather than a general region. 'Their vacation was an idyll' works, but not 'They lived in an idyll'.
رسمی/ادبی. به مکانی خیالی یا وضعیتی از امور اشاره دارد که در آن همه چیز کامل است. 'آرمانشهر' معمولاً انتزاعیتر و کمتر به طور خاص روستاییتر از 'آرکادیا' است. 'جامعهای در تلاش برای آرمانشهر' درست است.
Formal/literary. Refers to an imagined place or state of things in which everything is perfect. 'Utopia' is usually more abstract and less specifically rural than 'Arcadia'. 'A society striving for utopia' works.