as if

/æz ɪf/
asin the manner thatifconditional conjunction
conjunction (حرف ربط)common

حرف ربط — مثل اینکه

مثل اینکهچون که گویی

برای توصیف چیزی که به نظر می‌رسد درست باشد اما لزوما چنین نیست؛ بیان مقایسه یا حالت فرضی.

Used to describe something that appears to be true but is not necessarily so; expresses comparison or imaginary condition.

«او طوری صحبت می‌کند که انگار همه چیز را می‌داند.»

He talks as if he knows everything.

«او طوری لبخند زد که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است.»

She smiled as if nothing had happened.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000