ascribe

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

a·scribe/əˈskraɪb/
a-to, towardsscribewrite
verb (فعل)formalpast (گذشته): ascribedpast participle (مفعولی): ascribed-ing (حال): ascribing3rd (سوم): ascribes

فعل — نسبت دادن

نسبت دادنمنتسب کردن

نسبت دادن چیزی به علت، منشأ یا شخص خاص

to attribute something to a particular cause, source, or person

«او موفقیت خود را به برنامه‌ریزی دقیق نسبت می‌دهد.»

She ascribes her success to careful planning.

«بسیاری از ساختمان‌های قدیمی به معماران مشهور نسبت داده می‌شوند.»

Many ancient buildings are ascribed to famous architects.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attributeنسبت دادن

رسمی. در مواقعی که چیزی به علت یا منبعی نسبت داده می‌شود، قابل جایگزینی است. مثلا «او موفقیتش را به سخت‌کوشی نسبت می‌دهد».

Formal. Interchangeable in contexts where something is regarded as caused by or belonging to a source. 'She attributes her success to hard work' works well.

creditاعتبار دادن

رایج و کمی رسمی. وقتی به کسی یا چیزی اعتبار یا شناخت داده می‌شود کاربرد دارد. مثل «او به خاطر این کشف، اعتبار یافت». برای علل خنثی مناسب نیست.

Common, somewhat formal. Used when giving acknowledgment or recognition to someone or something. 'He was credited with the discovery' is appropriate, but not for neutral causes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000