ashes

ash·es/ˈæʃ·ɪz/
1noun (اسم)common

اسم — خاکستر

خاکسترآهکستر

ذرات نرم و پودری که پس از سوختن کامل چیزی، معمولاً چوب یا کاغذ، باقی می‌ماند.

Fine powder left after something burns completely, usually from wood or paper.

«شومینه بعد از آتش پر از خاکستر بود.»

The fireplace was full of ashes after the fire.

«او خاکستر حیوان خانگی‌اش را در باغ پخش کرد.»

She scattered the ashes of her pet in the garden.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cindersزغال‌های خفته

روزمره. مشابه خاکستر اما معمولاً به قطعات بزرگتر و نیم‌سوخته اشاره دارد؛ کمتر در گفتار معمولی استفاده می‌شود.

Everyday. Similar to ashes but often refers to larger, partially burned pieces rather than fine powder; 'cinders' is less common in everyday speech.

remainsباقیمانده‌ها

رسمی/خنثی. اصطلاح کلی برای آنچه پس از پایان چیزی باقی می‌ماند، شامل خاکستر؛ گسترده‌تر و کمتر خاص است.

Formal/neutral. General term for whatever is left after something ends, including ashes; broader than 'ashes' and less specific.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — خاکستر جسد

خاکستر جسدخاکستر خاک‌سپاری

باقی‌مانده‌های سوخته‌شده یک انسان یا حیوان فوت‌شده پس از تدفین به روش کرمیشن.

The cremated remains of a dead person or animal.

«آن‌ها خاکستر پدربزرگشان را در یک ظرف مخصوص نگه داشتند.»

They kept the ashes of their grandfather in an urn.

«خاکسترها در قبر خانوادگی دفن شدند.»

The ashes were buried in the family plot.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cremainsخاکستر تدفین

رسمی. به‌طور خاص خاکستر انسان‌های سوزانده‌شده را می‌گوید؛ فقط در زمینه مرگ و مراسم تدفین کاربرد دارد.

Formal. Specifically refers to cremated human remains; only used in contexts of death and funerals.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000