ass
حیوانی شبیه به اسب اما کوچکتر با گوشهای بلند که برای بارکشی استفاده میشود.
A donkey.
«کشاورز سوار بر الاغش به بازار رفت.»
“The farmer rode his ass to the market.”
«الاغ به لجبازیاش معروف است.»
“An ass is known for its stubbornness.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاح استاندارد و مودبانه برای این حیوان. 'Ass' در انگلیسی آمریکایی اغلب به عنوان اصطلاح عامیانه برای یک شخص یا فحش برای کفل استفاده میشود.
Common. The standard, polite term for the animal. 'Ass' is often used in American English as a slang term for a person or as vulgar slang for buttocks.
(اصطلاح عامیانه رکیک) کفل یا نشیمنگاه انسان.
(Vulgar slang) A person's buttocks.
«او درست روی باسنش افتاد.»
“He fell right on his ass.”
«پاشو و کمک کن! (خیلی عامیانه)»
“Get off your ass and help!”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/پزشکی. اصطلاح مودبانه و صحیح از نظر آناتومی برای قسمت گوشتی در پشت تنه انسان.
Formal/medical. The polite and anatomically correct term for the fleshy part at the rear of the human trunk.
غیررسمی/رایج. یک اصطلاح غیررسمی ملایمتر و رایجتر برای کفل. در انگلیسی آمریکایی به طور گسترده استفاده میشود.
Informal/common. A milder, more common informal term for buttocks. Widely used in American English.
(اصطلاح عامیانه) فردی احمق یا حقیر.
(Slang) A stupid or contemptible person.
«احمق نباش، فقط قبول کن که اشتباه کردهای.»
“Don't be an ass, just admit you're wrong.”
«او در مهمانی کاملاً احمقانه رفتار کرد.»
“He acted like a complete ass at the party.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به فردی بسیار نادان یا کمهوش اشاره دارد. در دلالت بر کمبود هوش قویتر از 'ass' است.
Common. Refers to a very foolish or unintelligent person. Stronger than 'ass' in implying lack of intelligence.
رایج. فردی که نابخردانه یا احمقانه رفتار میکند. میتواند کمتر از 'idiot' یا 'ass' تند باشد و گاهی سادگی را نیز میرساند.
Common. A person who acts unwisely or stupidly. Can be less harsh than 'idiot' or 'ass', sometimes implying naivete.