در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عضو مرد در مجمع قانونگذاری یا نهاد حکومتی مشابه.
A male member of a legislative assembly or similar governing body.
«نماینده مجلس قانون جدیدی پیشنهاد کرد.»
“The assemblyman proposed a new law.”
«هر نماینده مجمع حق رأی دارد.»
“Every assemblyman has a voting right.”
رسمی. میتواند جای assemblyman استفاده شود اما خنثی است و عمومیتر.
Formal. Can replace 'assemblyman' but is gender-neutral and often more general.