assemblyman

as·sem·bly·man/əˈsɛmbliˌmæn/
assemblya group gathered for a purposemanmale person
noun (اسم)formalplural (جمع): assemblymen

اسم — نماینده مجلس

نماینده مجلسعضو مجمع

عضو مرد در مجمع قانونگذاری یا نهاد حکومتی مشابه.

A male member of a legislative assembly or similar governing body.

«نماینده مجلس قانون جدیدی پیشنهاد کرد.»

The assemblyman proposed a new law.

«هر نماینده مجمع حق رأی دارد.»

Every assemblyman has a voting right.

تفاوت با واژه‌های مشابه
legislatorقانون‌گذار

رسمی. می‌تواند جای assemblyman استفاده شود اما خنثی است و عمومی‌تر.

Formal. Can replace 'assemblyman' but is gender-neutral and often more general.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000