astray

a·stray/əˈstreɪ/
adverb (قید)common

قید — کج‌راه

کج‌راهگم‌شدهاز مسیر خارج‌شده

دور از مسیر درست یا جهت صحیح؛ کج‌راه.

Away from the correct path or direction; off course.

«کوه‌نوردان در جنگل گم شدند.»

The hikers went astray in the forest.

«برنامه‌های او به دلیل مشکلات غیرمنتظره از مسیر خارج شد.»

His plans went astray due to unexpected problems.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000