autographing

au·to·graph·ing/ˈɔːtəɡræfɪŋ/
auto-selfgraphwrite
verb (فعل)commonpast (گذشته): autographedpast participle (مفعولی): autographed-ing (حال): autographing3rd (سوم): autographs

فعل — امضا کردن

امضا کردنامضا دادن

عمل امضای نام خود، معمولاً برای طرفداران.

The act of signing one's own signature, usually for fans.

«سلبریتی برای طرفداران کتاب امضا می‌داد.»

The celebrity was autographing books for fans.

«او ساعت‌ها در مراسم امضا می‌کرد.»

He spent hours autographing at the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
signingامضا کردن

متداول. هم‌معنی با autographing در زمینه امضا است.

Common. Synonymous with autographing when referring to signatures.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000