axioms

ax·i·oms/ˈæksiəmz/
axioma self-evident truth-splural
noun (اسم)formalplural (جمع): axioms

اسم — قواعد بدیهی

قواعد بدیهیاصول بنیادین

جمع واژه «axiom»؛ حقایق یا اصول بدیهی و پذیرفته شده در همه حال

plural of axiom; self-evident or universally accepted truths or principles

«ریاضیات بر چند اصل بدیهی پایه‌گذاری شده است.»

Mathematics is based on certain axioms.

«آن نظریه برخی اصول سنتی را نقض می‌کند.»

The theory breaks some traditional axioms.

تفاوت با واژه‌های مشابه
principlesاصول

رایج برای حقایق بنیادی؛ در زمینه‌های رسمی قابل جایگزینی.

Common word for fundamental truths or rules, interchangeable in formal contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000