در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حقیقت یا اصل بدیهی و پذیرفتهشده بهطور گسترده.
A self-evident or universally accepted truth or principle.
«یکی از اصول بدیهی علم این است که انرژی حفظ میشود.»
“One axiom of science is that energy is conserved.”
«این نظریه بر چند اصل اساسی بنا شده است.»
“The theory is based on several axioms.”
رایج. جایگزین میشود اما axiom به حقیقت بدیهی اشاره دارد.
Common. Can replace 'axiom' but 'axiom' implies self-evident truth.