صفت — نور پسزمینه
از پشت روشن شده، که باعث ایجاد جلوه سایهنما یا هاله میشود.
Illuminated from behind, creating a silhouette or halo effect.
«مدل به زیبایی توسط خورشید در حال غروب از پشت روشن شده بود.»
“The model was beautifully backlit by the setting sun.”
«موهای نورپردازیشده از پشت او به آرامی در عکس میدرخشید.»
“Her backlit hair glowed softly in the photograph.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. به چیزی که به صورت شکلی تیره و طرح کلی در برابر پسزمینهای روشن نشان داده میشود، اشاره دارد. اغلب نتیجه نور پسزمینه است، اما بر نتیجه تمرکز دارد. 'درختان در برابر غروب خورشید سایهنما شده بودند' درست است.
Common. Refers to something shown as a dark shape and outline against a lighter background. Often a result of backlighting, but focuses on the outcome. 'The trees were silhouetted against the sunset' works.
فعل — از پشت روشن کرد
روشن کردن (سوژه) از پشت. (ماضی ساده و اسم مفعول فعل backlight)
Past simple and past participle of 'backlight', meaning to illuminate (a subject) from behind.
«عکاس سوژه را از پشت روشن کرد تا جلوهای دراماتیک ایجاد کند.»
“The photographer backlit the subject to create a dramatic effect.”
«صحنه از پشت روشن شده بود و چهرهها را به صورت سایهنما نشان میداد.»
“The scene was backlit, making the figures appear in silhouette.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. روشن کردن یا درخشان کردن. اصطلاحی کلی برای تامین نور است، اما جهت را مانند backlit مشخص نمیکند. 'صحنه توسط نورافکنها روشن شد' درست است.
Common. To light up or brighten. It is a general term for providing light, but does not specify the direction like 'backlit' does. 'The stage was illuminated by spotlights' works.