bail out
/ˈbeɪl aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — نجات مالی دادن
نجات مالی دادنکمک مالی کردن
کسی یا چیزی را از مشکل مالی نجات دادن.
to rescue someone or something from financial difficulty
«دولت بانک را از بحران مالی نجات داد.»
“The government bailed out the bank.”
«پدر و مادرش دوباره به او کمک مالی کردند.»
“Her parents bailed her out again.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — با چتر پریدن
با چتر پریدناز هواپیما پریدن
برای نجات خود با چتر از هواپیما پریدن.
to jump from an aircraft using a parachute
«خلبان سالم با چتر پرید.»
“The pilot bailed out safely.”
«آنها پیش از سقوط از هواپیما پریدند.»
“They bailed out before the crash.”