اسم — متعادلکننده
شخص یا چیزی که تعادل برقرار میکند، به ویژه ابزاری که برای اطمینان از ثبات یا تعادل استفاده میشود.
A person or thing that balances something, especially a device used to ensure stability or equilibrium.
«دستگاه بالانسر جدید چرخ، سواری ماشین را بهبود بخشید.»
“The new wheel balancer improved the car's ride.”
«او در بحثهای گروهی به عنوان متعادلکننده عمل میکند تا صدای همه شنیده شود.»
“He acts as a balancer in group discussions, ensuring everyone's voice is heard.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی/روزمره. تثبیتکننده بر حفظ یک وضعیت پایدار یا جلوگیری از حرکت ناخواسته، اغلب در زمینه فیزیکی یا مکانیکی، تاکید دارد. در مواردی که هدف جلوگیری از بیثباتی است، تا حد زیادی قابل جایگزینی است. 'تثبیتکننده برای دوربین' درست است، اما 'ترازکننده برای سبد مالی' کمتر رایج است و از 'متنوعکننده' یا 'پوشش ریسک' استفاده میشود.
Technical/everyday. Stabilizer emphasizes maintaining a steady state or preventing unwanted movement, often in a physical or mechanical context. It is largely interchangeable when the goal is preventing instability. 'A stabilizer for a camera' works, 'A balancer for a financial portfolio' is less common than 'diversifier' or 'hedge'.
روزمره/فنی. 'متوازنکننده' اغلب به معنای عادلانه یا یکنواخت کردن چیزها، یا تنظیم سطوح (مانند در صدا) است. وقتی هدف ایجاد برابری باشد، قابل جایگزینی است. 'اکولایزر در یک سیستم صوتی' درست است، 'متوازنکننده در یک سیستم سیاسی' ممکن است به معنای 'کنترل و تعادل' باشد.
Everyday/technical. Equalizer often implies making things fair or uniform, or adjusting levels (e.g., in audio). It's interchangeable when the goal is to create parity. 'An equalizer in a sound system' works, 'A balancer in a political system' might be 'a check and balance'.