balked

/bɔːlkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): balkedpast participle (مفعولی): balked-ing (حال): balking3rd (سوم): balks

فعل — امتناع کردن

امتناع کردنتردید داشتن

در انجام کاری تردید یا امتناع نشان دادن به خاطر دودلی یا بی‌میلی.

To hesitate or refuse to proceed or act, often because of doubt or reluctance.

«او در برابر ایده مهاجرت به خارج تردید کرد.»

She balked at the idea of moving abroad.

«وقتی خواسته شد قرارداد را امضا کند امتناع کرد.»

He balked when asked to sign the contract.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hesitatedتردید کرد

رایج. در مواقع تردید یا توقف قبل از عمل قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in contexts of pausing or reluctance before acting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000