فعل — شوخی میکند
به شوخیها و متلکپرانیهای دوستانه و سرگرمکننده مشغول میشود.
Engages in playful and friendly teasing.
«او اغلب با همکارانش شوخی میکند.»
“He often banters with his colleagues.”
«او در طول جلسات به شوخی میپردازد.»
“She banters playfully during meetings.”
تفاوت با واژههای مشابه
معمولی. بسیار شبیه 'banter' است اما 'jests' کنایهآمیزتر و کمتر دارای ماهیت رفت و برگشت است. 'او در مورد سنش شوخی میکند' درست است، اما 'آنها با هم شوخی میکنند' کمتر از 'آنها با هم بگووبخند میکنند' رایج است.
Common. Very similar to 'banter' but 'jests' implies more verbal wit and less of a back-and-forth dynamic. 'He jests about his age' works, 'They jests with each other' is less common than 'They banter'.
اسم — شوخی
تبادل شوخیها و متلکهای دوستانه و سرگرمکننده.
Playful and friendly exchange of teasing remarks.
«شوخیهای مداوم فضا را سبک کرد.»
“The constant banters made the atmosphere light.”
«او از بگووبخند با دوستانش لذت میبرد.»
“He enjoyed the banters with his friends.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. به پاسخهای هوشمندانه، سریع و بذلهگویانه اشاره دارد، اغلب به عنوان بخشی از شوخی دوستانه. 'حاضرجوابی آنها تیز بود' درست است، اما 'آنها حاضرجوابی رد و بدل کردند' کمتر طبیعی از 'آنها شوخی رد و بدل کردند' به نظر میرسد.
Formal/literary. Refers to clever, quick, witty replies, often as part of friendly banter. 'Their repartee was sharp' works, but 'They exchanged repartees' sounds less natural than 'They exchanged banter'.