basal

ba·sal/ˈbeɪsəl/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more basalsuperlative (عالی): most basal

صفت — پایه‌ای

پایه‌ایاساسی

مربوط به پایه یا پایین‌ترین قسمت؛ بنیادی و اساسی.

Relating to the base or bottom; fundamental.

«نرخ متابولیسم پایه میزان مصرف انرژی در حالت استراحت را می‌سنجد.»

Basal metabolic rate measures energy use at rest.

«لایه پایه‌ای پوست زیر روپوست قرار دارد.»

The basal layer of the skin lies beneath the epidermis.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fundamentalاساسی

رسمی. معنای نزدیک و در زمینه‌های علمی و عمومی به کار می‌رود.

Formal. Close in meaning; used in scientific and general contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000