basely

base·ly/ˈbeɪsli/
baselow, mean, or morally wrong-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): baseposition (جایگاه): end

قید — پست‌واری

پست‌واریبه طرزی ناپسند

به شیوه‌ای پست یا غیر اخلاقی.

In a morally low or dishonorable manner.

«او به طور پستی دوستان نزدیک خود را خیانت کرد.»

He basely betrayed his closest friend.

«شخصیت منفی داستان در تمام طول داستان به طور ناپسندی رفتار کرد.»

The villain acted basely throughout the story.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ignoblyناجوانمردانه

رسمی. در زمینه‌های قضاوت اخلاقی قابل تعویض است، مثل «او پست عمل کرد» یا «او ناجوانمردانه عمل کرد». در نوشته‌های رسمی رایج است.

Formal. Interchangeable in contexts involving moral judgment, e.g., 'He acted basely' or 'He acted ignobly'. Used in formal writings discussing ethics.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000