bathes

/beɪðz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bathedpast participle (مفعولی): bathed-ing (حال): bathing3rd (سوم): bathes

فعل — شنا کردن

شنا کردنشست‌وشو دادن

خود را با آب شست‌وشو دادن یا در آب فرو بردن برای تمیزی یا لذت.

To wash oneself or immerse in water for cleansing or pleasure.

«او هر صبح استحمام می‌کند.»

She bathes every morning.

«بچه‌ها باید با احتیاط حمام کنند.»

Babies need to be bathed carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
washشستن

رایج. کلی‌تر از bathe است که معمولاً به فرو بردن اشاره دارد.

Common. More general than bathe, which often implies immersion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000