be one's own man

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bi wʌnz oʊn mæn/
phrase (عبارت)common

عبارت — مستقل بودن

مستقل بودنبرای خود تصمیم گرفتن

یعنی مردی مستقل باشد و زیر نفوذ دیگران تصمیم نگیرد.

To act independently and make one's own decisions, especially a man.

«او می‌خواهد مستقل باشد.»

He wants to be his own man.

«بالاخره او روی پای خودش ایستاد.»

At last, he became his own man.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000