bear up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bɛr ʌp/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — طاقت آوردن

طاقت آوردنروحیه را حفظ کردن

یعنی در شرایط سخت روحیه‌اش را حفظ کند و دوام بیاورد.

To remain cheerful or cope reasonably well during a difficult time.

«او پس از این فقدان دارد دوام می‌آورد.»

She's bearing up after the loss.

«در این شرایط چطور دوام می‌آوری؟»

How are you bearing up?

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000