beckon

beck·on/ˈbɛkən/
verb (فعل)commonpast (گذشته): beckonedpast participle (مفعولی): beckoned-ing (حال): beckoning3rd (سوم): beckons

فعل — اشاره کردن

اشاره کردنبا سر یا دست صدا زدن

با دست، بازو یا سر اشاره کردن برای تشویق کسی به نزدیک شدن یا دنبال کردن.

To make a gesture with the hand, arm, or head to encourage someone to come nearer or follow.

«او از آن سوی اتاق با دست به من اشاره کرد.»

She beckoned to me from across the room.

«گارسون با اشاره ما را به یک میز خالی راهنمایی کرد.»

The waiter beckoned us to an empty table.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gestureاشاره کردن

متداول. 'اشاره کردن' یک اصطلاح گسترده‌تر برای هر حرکت بدن برای بیان یک ایده یا معنی است. 'Beckon' به طور خاص به معنای علامت دادن به کسی برای نزدیک شدن است. شما می‌توانید 'به شدت اشاره کنید' اما نمی‌توانید 'به شدت beckon کنید' به همان شیوه. 'او هنگام صحبت کردن با دست‌هایش اشاره می‌کرد' صحیح است. 'او به من اشاره کرد که بیایم' صحیح است.

Common. 'Gesture' is a broader term for any movement of the body to express an idea or meaning. 'Beckon' specifically means to signal someone to come closer. You can 'gesture wildly' but not 'beckon wildly' in the same way. 'He gestured with his hands while speaking' works. 'He beckoned me to come over' works.

signalعلامت دادن

متداول. 'علامت دادن' می‌تواند هر عمل یا ابزاری باشد که اطلاعات یا فرمانی را منتقل می‌کند، نه فقط یک حرکت فیزیکی. عمومی‌تر از 'beckon' است. 'چراغ راهنمایی سبز را علامت داد' صحیح است، اما چراغ راهنمایی نمی‌تواند 'beckon' کند. 'او به من علامت داد که صبر کنم' صحیح است، اما 'او به من beckon کرد که صبر کنم' صحیح نیست.

Common. 'Signal' can be any action or device that conveys information or a command, not just a physical gesture. It's more general than 'beckon'. 'The traffic light signaled green' works, but a traffic light cannot 'beckon'. 'He signaled for me to wait' works, but 'he beckoned for me to wait' does not.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000