beggarly

beg·gar·ly/ˈbɛɡərli/
beggara poor person who asks for money-lyadjective forming suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more beggarlysuperlative (عالی): most beggarly

صفت — فقیرانه

فقیرانهناچیز

بسیار فقیر یا ناچیز؛ ویژگی فقر یا کمبود شدید.

Extremely poor or meager; characterized by poverty or scantiness.

«او دستمزد فقیرانه‌ای داشت که به سختی می‌شد از آن زندگی کرد.»

He earned a beggarly wage that was hard to live on.

«مخزن غذای ناچیز به سختی یک روز دوام آورد.»

The beggarly food supply barely lasted a day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
poorفقیر

متداول. نشان‌دهنده کمبود ثروت یا کیفیت است و در برخی موارد قابل جایگزینی است اما beggarly اغلب کمبود شدید را می‌رساند.

Common. Denotes lack of wealth or quality, interchangeable in some contexts but 'beggarly' often implies extreme insufficiency.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000