beggary

beg·gary/ˈbɛɡəri/
beggara poor person who asks for money-ynoun forming suffix
noun (اسم)common

اسم — گدایی

گداییفقری شدید

حالتی از فقر یا زندگی با درخواست پول از دیگران؛ فقر شدید.

The condition of being poor or living by asking for money; extreme poverty.

«پس از از دست دادن شغلش به گدایی افتاد.»

He fell into beggary after losing his job.

«گدایی در میان افراد بی‌خانمان آن شهر رایج بود.»

Beggary was common among the homeless in that city.

تفاوت با واژه‌های مشابه
povertyفقر

متداول. اصطلاح کلی برای کمبود ثروت، اما beggary روی جنبه گدایی تأکید دارد.

Common. General term for lack of wealth or resources, interchangeable with beggary but beggary emphasizes begging aspect.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000