poverty

pov·er·ty/ˈpɒvərti/
1noun (اسم)common

اسم — فقر

فقربی‌بضاعتی

وضعیتی که در آن فرد یا جامعه پول و وسایل مادی کمی دارد یا هیچ ندارد.

The state of having little or no money and few material possessions.

«خانواده‌های زیادی در شهر در فقر زندگی می‌کنند.»

Many families live in poverty in the city.

«تحصیلات می‌تواند به مردم کمک کند تا از فقر رها شوند.»

Education can help people escape poverty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
destitutionتنگدستی

رسمی. به فقر شدید اشاره دارد، بیشتر در زمینه‌های جدی یا گزارش‌ها استفاده می‌شود، کمتر در گفتگوی روزمره به کار می‌رود.

Formal. Refers to extreme poverty, more severe than ordinary poverty — 'destitution' is used in serious contexts or reports, less in daily speech.

impoverishmentفقیر شدن

رسمی/آکادمیک. بیشتر به فرایند یا وضعیت فقیر شدن اشاره دارد، در گزارش‌ها و تحلیل‌ها رایج‌تر است تا در مکالمه روزمره.

Formal/academic. Usually describes the process or condition of becoming poor, more common in reports and analyses than everyday talk.

متضادها
2noun (اسم)formal

اسم — کمبود

کمبودفقدان

نبود یا کمبود چیزی غیر از پول، مانند کیفیت، مقدار یا منابع.

A lack or scarcity of something other than money, such as quality, quantity, or resources.

«کمبود منابع طبیعی مشکلات اقتصادی ایجاد می‌کند.»

The poverty of natural resources causes economic problems.

«در این پرونده شواهد کمی وجود دارد.»

There is a poverty of evidence in this case.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lackکمبود

روزمره. برای نبودن یا کمبود هر چیزی به کار می‌رود، کلی‌تر از 'poverty' است. فقط وقتی درباره کمبود غیرمالی باشد می‌تواند جایگزین شود.

Everyday. Commonly used for absence or shortage of anything, more general than 'poverty'. Can replace poverty only when discussing non-financial shortage.

scarcityکمیابی

رسمی. معمولاً برای منابع کمیاب یا محدود به کار می‌رود، نه برای احساسات یا کیفیت‌های ذهنی. کمتر قابل جایگزینی با 'poverty' است.

Formal. Typically used for rare or limited availability of resources, not emotions or abstract qualities. Less interchangeable with 'poverty'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000