pouted

/paʊtɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): poutedpast participle (مفعولی): pouted-ing (حال): pouting3rd (سوم): pouts

فعل — لب‌ها را بیرون دادن

لب‌ها را بیرون دادناخم کردن

لب‌ها را به نشانه ناراحتی یا اخم بیرون دادن.

To push out the lips in displeasure or sulkiness.

«کودک بعد از نگرفتن اسباب‌بازی اخم کرد.»

The child pouted after not getting a toy.

«او برای نشان دادن نارضایتی لب‌ها را بیرون داد.»

She pouted to show disapproval.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sulkناراحت بودن

غیررسمی. معنی گسترده ناراحتی همراه سکوت که ممکن است شامل پوت شدن باشد.

Informal. Broader meaning of being upset and silent, may involve pouting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000