در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
لبها را به شکلی ناراحت یا عصبانی به جلو دادن
Having lips pushed forward in a sulky or annoyed way
«وقتی خواستهاش انجام نشد، با حالت لب غنچه نگاه کرد.»
“She gave a pouty look when she didn't get her way.”
«کودک پس از شنیدن نه، با چهرهای صورت گرفته بود.»
“The child looked pouty after being told no.”
غیررسمی. نشاندهنده ناراحتی یا نارضایتی است و در توصیف حالت صورت مشابه pouty است.
Informal. Expresses annoyance or unhappiness, similar to pouty in describing facial expressions.