pouty

/ˈpaʊti/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): poutiersuperlative (عالی): poutiest

صفت — لب‌غنچه

لب‌غنچهمتعصب در چهره

لب‌ها را به شکلی ناراحت یا عصبانی به جلو دادن

Having lips pushed forward in a sulky or annoyed way

«وقتی خواسته‌اش انجام نشد، با حالت لب غنچه نگاه کرد.»

She gave a pouty look when she didn't get her way.

«کودک پس از شنیدن نه، با چهره‌ای صورت گرفته بود.»

The child looked pouty after being told no.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sulkyکلافه

غیررسمی. نشان‌دهنده ناراحتی یا نارضایتی است و در توصیف حالت صورت مشابه pouty است.

Informal. Expresses annoyance or unhappiness, similar to pouty in describing facial expressions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000