belabor

be·la·bor/bɪˈleɪbər/
be-intensifier / to affect completelylaborwork hard
verb (فعل)commonpast (گذشته): belaboredpast participle (مفعولی): belabored-ing (حال): belaboring3rd (سوم): belabors

فعل — زیاده‌روی کردن

زیاده‌روی کردنمکرراً مورد بحث قرار دادنسرزنش کردن

به شکل افراطی و با جزئیات زیاد در مورد یک موضوع بحث کردن یا توضیح دادن، یا به مدت طولانی کسی را لفظی مورد انتقاد یا حمله قرار دادن.

To argue or elaborate on a subject in excessive detail, or to attack or criticize someone verbally at length.

«بگذارید این موضوع را زیادی کش ندهیم؛ همه موافقیم.»

Let's not belabor the point; we all agree.

«سخنران تمایل داشت مفاهیم ساده را زیاده‌روی کند.»

The speaker tended to belabor simple concepts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000