verb (فعل)commonpast (گذشته): belaboredpast participle (مفعولی): belabored-ing (حال): belaboring3rd (سوم): belabors
فعل — زیادهروی کردن
زیادهروی کردنمکرراً مورد بحث قرار دادنسرزنش کردن
به شکل افراطی و با جزئیات زیاد در مورد یک موضوع بحث کردن یا توضیح دادن، یا به مدت طولانی کسی را لفظی مورد انتقاد یا حمله قرار دادن.
To argue or elaborate on a subject in excessive detail, or to attack or criticize someone verbally at length.
«بگذارید این موضوع را زیادی کش ندهیم؛ همه موافقیم.»
“Let's not belabor the point; we all agree.”
«سخنران تمایل داشت مفاهیم ساده را زیادهروی کند.»
“The speaker tended to belabor simple concepts.”