belie

be·lie/bɪˈlaɪ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): beliedpast participle (مفعولی): belied-ing (حال): belieing3rd (سوم): belies

فعل — نشان ندادن واقعیت

نشان ندادن واقعیتدروغ گفتن

ایجاد تصور نادرست یا نشان دادن چیزی به صورت نادرست یا متناقض.

To give a false impression of; to show to be false or contradictory.

«لحن خوشحال او غمگینی‌اش را پنهان می‌کند.»

His cheerful tone belies his sadness.

«داده‌ها ادعاهای آنها را نفی می‌کند.»

The data belies their claims.

تفاوت با واژه‌های مشابه
misrepresentبدنمایی کردن

رسمی. تأکید بر ارائه نادرست یا گمراه‌کننده.

Formal. Emphasizes false or misleading presentation.

contradictتناقض داشتن

مرسوم. تعارض داشتن یا انکار حقیقت چیزی.

Common. To be in conflict with or deny the truth of something.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000