bendel

ben·del/ˈbɛndəl/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): bendels

اسم — بندل (پارچه)

بندل (پارچه)

نوعی پارچه سنتی اندونزیایی، اغلب با طرح‌های باتیک تزئین شده است.

A traditional type of Indonesian textile, often decorated with batik patterns.

«او یک بندل زیبا را برای مراسم پوشید.»

She wore a beautiful bendel to the ceremony.

«پارچه بندل به طرز پیچیده‌ای رنگ‌آمیزی شده بود.»

The bendel fabric was intricately dyed.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): bendels

اسم — دامن بندل

دامن بندلسارونگ بندل

نوعی دامن یا سارونگ سنتی اندونزیایی که از پارچه بندل ساخته شده است.

A type of traditional Indonesian skirt or sarong made from bendel fabric.

«رقصندگان خود را با بندل‌های رنگارنگ آراستند.»

The dancers adorned themselves with colorful bendels.

«او یاد گرفت که یک بندل را به روش سنتی ببندد.»

She learned to tie a bendel in the traditional way.

3noun (اسم)technicalplural (جمع): Bendels

اسم — بندل (جنس پروانه)

بندل (جنس پروانه)

جنسی از پروانه‌ها در خانواده Nymphalidae.

A genus of butterflies in the family Nymphalidae.

«پروانه بندل به دلیل الگوهای بال خیره کننده‌اش شناخته شده است.»

The Bendel butterfly is known for its striking wing patterns.

«محققان در حال مطالعه زیستگاه گونه‌های بندل هستند.»

Researchers are studying the habitat of Bendel species.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000