bend down

/ˈbɛnd daʊn/
bendto curve or flexdowntoward a lower position
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — خم شدن

خم شدنخم کردن بالاتنه

کمر یا زانو را خم کردن تا بالاتنه به سمت پایین بیاید.

To lower the upper part of the body by bending at the waist or knees.

«او خم شد تا بند کفشش را ببندد.»

She bent down to tie her shoe.

«لطفا خم شو تا خودکار را برداری.»

Please bend down to pick up the pen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stoopخم شدن

معمولی. تقریبا هم‌معناست اما گاهی حالت خم‌شدن کمی نادرست یا قوزدار را می‌رساند. مثلا «او خم شد تا کتاب را بردارد» کاربرد دارد.

Common. Almost synonymous but sometimes implies a slightly awkward or hunching posture. 'He stooped to pick up the book' works similarly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000