berserk

ber·serk/bɜːrˈzɜːrk/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more berserksuperlative (عالی): most berserk

صفت — خشمگین

خشمگیندیوانه‌وار

از کنترل خارج شده به خاطر خشم یا هیجان؛ دیوانه‌وار و وحشیانه.

Out of control with anger or excitement; wild and frenzied.

«وقتی خبر را شنید عصبی و دیوانه شد.»

He went berserk when he heard the news.

«جمعیت پس از گل، هیجان‌زده و وحشی شدند.»

The crowd went berserk after the goal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frenziedدیوانه‌وار

متداول است. معنای مشابه دارد اما 'frenzied' می‌تواند هیجان هم باشد نه فقط خشم.

Common. Similar in meaning but 'frenzied' can be broader, including excitement beyond anger.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000