beshrew

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·shrew/bɪˈʃruː/
be-intensive prefixshrewan ill-tempered woman, historically
verb (فعل)archaicpast (گذشته): beshrewedpast participle (مفعولی): beshrewed-ing (حال): beshrewing3rd (سوم): beshrews

فعل — نفرین کردن

نفرین کردنلعنت فرستادن

(قدیمی) نفرین کردن یا سوگند ملایم علیه کسی یا چیزی.

(archaic) To curse or express a mild oath against someone or something.

«لعنت بر او به خاطر بی‌فکری‌اش!»

“Beshrew him for his thoughtlessness!”

«من بر هر کسی که به بی‌گناهان آسیب می‌رساند لعنت می‌فرستم.»

“I beshrew anyone who harms the innocent.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
curse— لعنت کردن

قدیمی/رسمی. معنی مشابه ولی قوی‌تر.

Archaic/formal. Similar meaning but stronger.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000