bide

/baɪd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): bidedpast participle (مفعولی): bided-ing (حال): biding3rd (سوم): bides

فعل — منتظر ماندن

منتظر ماندنصبر کردن

ماندن یا ماندگاری در مکانی، معمولاً برای صبر کردن و منتظر ماندن فرصتی.

To remain or stay somewhere, often wait patiently for an opportunity.

«او تصمیم گرفت قبل از صحبت کردن صبر کند.»

He decided to bide his time before speaking.

«او ماند تا وضعیت بهتر شود.»

She bided her stay until the situation improved.

تفاوت با واژه‌های مشابه
waitمنتظر ماندن

رایج. ماندن یا به تأخیر انداختن کار تا زمان یا رویداد مشخص.

Common. To stay or delay action until a particular time or event.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000