bifurcate

bi·fur·cate/ˈbaɪfərˌkeɪt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): bifurcatedpast participle (مفعولی): bifurcated-ing (حال): bifurcating3rd (سوم): bifurcates

فعل — دوشاخه شدن

دوشاخه شدنتقسیم به دو بخش

به دو شاخه یا بخش تقسیم شدن.

To divide into two branches or parts.

«رودخانه به دو شاخه کوچک‌تر تقسیم می‌شود.»

The river bifurcates into two smaller streams.

«جاده‌ها درست بیرون شهر دوشاخه می‌شوند.»

Roads bifurcate just outside the city.

تفاوت با واژه‌های مشابه
splitشکافتن

رایج. مشابه اما کمتر رسمی، در بسیاری از بافت‌ها قابل تعویض.

Common. Similar but less formal, interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000