biggety

big·get·y/ˈbɪɡəti/
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): biggetiersuperlative (عالی): biggetiest

صفت — خودبزرگ‌بین

خودبزرگ‌بینمتکبر

واژه‌ای قدیمی و غیررسمی به معنی خودبزرگ‌بین یا متکبر.

Archaic informal term meaning pompous, arrogant, or self-important.

«با اینکه دستاوردی نداشت، متکبرانه رفتار می‌کرد.»

He acted biggety despite having no achievements.

«رفتار خودبزرگ‌بینانه‌اش همه را اذیت می‌کرد.»

Her biggety attitude annoyed everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
conceitedخودبین

رسمی. به کسی که نظر بسیار بالایی درباره خود دارد اشاره دارد.

Formal. Means having an overly high opinion of oneself.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000