در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
آلیاژی از فلز گرانبها (عمدتاً نقره) با مقدار زیادی از فلزات ارزان (مثل مس) که برای ضرب سکه استفاده میشود.
An alloy of a precious metal (especially silver) with a large proportion of a base metal (such as copper), used for coinage.
«سکههای روم باستان اغلب از بیلون ساخته میشدند.»
“Ancient Roman coins were often made from billon.”
«تعیین ارزش سکههای بیلون به دلیل ترکیب متغیر آن دشوار بود.»
“The billon coinage was difficult to value due to its variable composition.”
سکه یا سکههایی که از آلیاژ بیلون ساخته شدهاند.
Coins made from such an alloy.
«خزانهداری در دوران سختی اقتصادی سکههای بیلون ضرب کرد.»
“The treasury issued billons during times of economic hardship.”
«بسیاری از این سکههای بیلون در طول زمان دچار خوردگی شدهاند.»
“Many of these billons have corroded over time.”